امروز پنج شنبه  ۱۹ شهريور ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۰۶/۱۸- ۲۰:۳۰

سخنرانی ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

ترجمه کامل سخنرانی جناب آقای رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل و سایر سازمان‌های بین‌المللی – وین، در نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی - ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - وین

جناب رئیس،

سخنرانی مشترکی که توسط روسیه قرائت شد، مورد حمایت ما است.

نظرات و ملاحظات ما نسبت به گزارش مدیرکل در یادداشت توضیحی که طی سند INFCIRC/1416 توزیع شد، درج شده است.

جناب رئیس،

در ۱۰ ژوئن، شورای حکام قطعنامه‌ای را به پیشنهاد آمریکا تصویب کرد که مجدداً «حمایت خود از یک راه‌ حل دیپلماتیک» برای برنامه هسته‌ای ایران را تأیید می‌نمود. 

یک هفته بعد، یادداشت تفاهم اسلام ‌آباد امضا شد. سه هفته بعد، آمریکا آن را نقض کرد و تجاوز خود را از سر گرفت. 

باز هم بدنبال دیپلماسی تجاوز آغاز شد. باز هم غیرنظامیان ایرانیاز جمله کودکان در یک دبستان دخترانه و مهمانان در یک مراسم عروسیبه‌طور وحشیانه‌ای به شهادت رسیدند. و باز هم زیرساخت‌های غیرنظامی ما، از جمله تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیزِ تحت پادمان، بمباران شدند. 

سپس آمریکا تحریم‌های بیشتری اعمال کرد، محاصره دریایی خود را باز برقرار ساخت و بنادر و کشتی‌های ایرانی را هدف قرار داد. و باز هم شورای امنیت و این آژانس کورکورانه طوری عمل کردند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. 

در پاسخ، ایران با قاطعیت از تمامیت ارضی، حاکمیت، امنیت، مردم و شرافت ملی خود دفاع کرد و ملت ایران نیز خواسته توهم‌آمیز «تسلیم بی‌قیدوشرط» را قاطعانه رد نمودند. 

و اکنون، باز هم شاهد گزارش نامتوازن دیگری از سوی مدیرکل هستیم که استدلال‌های آشنا را دوباره تکرار می‌کند. و باز هم آمریکا پیش‌نویس قطعنامه دیگری را برای استفاده ابزاری از این شورا پیشنهاد داده است. و باز هم تاریخ بدون آنکه از شکست‌ها درس گرفته شود، تکرار می‌شود. 

پیرو همین الگوی آشنا، امروز نیز برخی کشورهای غربی دوباره نگرانی‌های به اصطلاح اشاعه‌ای خود را ابراز داشتند.

آنها بر سر موضوع اشاعه اشک تمساح می‌ریزند، در حالی که ریاکارانه حتی از یک محکومیت کلامی ساده در قبال تجاوزات بی‌سابقه و گسترده علیه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیزِ تحت پادمان، جنایات جنگی وحشیانه و جنایت علیه بشریت طفره می‌روند. 

این یک نگرانی اصیل نسبت به عدم اشاعه نیست؛ این، استفاده ابزاری از واژه «اشاعه» است. 

با این حال، همین کشورها اکنون با تکبر می‌گویند که ایران باید همکاری کند و دسترسی بازرسان را فراهم آورد، در حالی که تجاوزات همچنان ادامه دارد و تهدید به حملات بیشتر پابرجاست. این درخواستها بدون توجه به واقعیاتِ ناشی از تجاوز و متجاوزانیعنی پیشنهاد دهنده پیش‌نویس قطعنامهمطرح می‌شوند. 

باز هم آنها خواستار دسترسی به مکان‌هایی می‌شوند که سال‌ها دسترسی به آن وجود داشته، بدون آنکه بررسی کنند آیا اکنون می‌توان چنین دسترسی‌ را به‌طور ایمن فراهم کرد یا خیر. آنها حتی به‌طور جدی مسئله ایمنی بازرسان را مورد توجه قرار نمی‌دهند. 

باز هم با صدای بلند و قاطع استدلال می‌کنند که تحت هیچ شرایطی نمی‌توان اجرای پادمان را تعلیق کرد، در حالی که عمداً اصول حقوقی که اجازه چنین تعلیقی را می دهند، نادیده می‌گیرند و این واقعیت را هم نادیده می‌انگارند که اول خودِ آژانس با خروج بازرسان، فعالیت‌های راستی‌آزمایی را معلق کرد. 

طبق حقوق بین‌الملل، هیچ معاهده‌ای در خلأ منعقد نمی‌شود و اجرا نمی‌گردد. موافقتنامه پادمان جامع نیز از این قاعده مستثنی نیست. این موافقتنامه را نمی‌توان به‌طور انتزاعی یا خودسرانه تفسیر کرد. باید آن را به‌طور منسجم، با حسن‌نیت و در چارچوب نظام حقوقی بین‌المللیِ گسترده‌تر تفسیر نمود. این بازتاب اصل «یکپارچگی ساختاری» مندرج در ماده ۳۱ کنوانسیون وین در خصوص حقوق معاهدات است. 

علاوه بر این، اعمال و تفسیر موافقتنامه پادمان جامع مستلزم توجه به اصول بنیادین حاکم بر ایمنی و امنیت هسته‌ای است. 

شرایط پیشِ روی ما استثنایی است: دو تجاوز مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، شرایط فیزیکی و امنیتیِ حاکم بر فعالیت‌های پادمانی را به‌طور بنیادین دگرگون ساخته است. در این شرایط، اعطای دسترسی ایمن به چنین تأسیساتی از نظر عملی ناممکن است.

این امر ناممکن است، صرفاً به همان دلیلی که آژانس را ناگزیر ساخت تا راستی‌آزمایی خود در ایران را «یک‌جانبه» متوقف کند. بند ۲ گزارش مدیرکل به‌ویژه گویاست؛ جایی که تصریح می‌کند آژانس انجام راستی‌آزمایی در ایران را متوقف ساخته و «تصمیم گرفت کلیه بازرسان خود را به دلایل ایمنی از ایران خارج کند». 

این یک مسئله سیاسی نیست؛ یک واقعیت حقوقی و واقعی است. نمی‌توان صرفاً با مطالبه اجرای مکانیکی موافقتنامه پادمان جامع، آنها را نادیده گرفت. 

طبق مواد ۶۱ و ۶۲ کنوانسیون وین، ناظر بر «عدم امکان اجرای قهری تعهدات» و «تغییر بنیادین اوضاع و احوال»، اجرای تعهدات معاهده‌ای در صورتی که رویدادهای پیش‌بینی‌نشده آن را ناممکن سازد یا اوضاع و احوال را به‌طور ریشه‌ای دگرگون کند، قابل تعلیق است. اینها اصول حقوقی حاکم بر شرایط کنونی هستند.

 

جناب رئیس، 

اجازه دهید صریح باشم: ایران تعهدات پادمانی خود را نه متوقف کرده و نه تعلیق نموده است. ما صرفاً در شرایط بی‌سابقه کنونی که در نتیجه جنگ تجاوزکارانه پدید آمده، قادر به اجرای آنها نیستیم. 

هیچ کشوری نمی‌تواند تحت عملیات نظامی و تهدیدات پایدار، به تأسیسات دسترسی دهد. شورای حکام نمی‌تواند و نباید با پیامدهای تجاوز به گونه ای رفتار کند که گویا وجود ندارند. 

نمی‌توان بار مسئولیت را بر دوش ایران نهاد در حالی که پیامدهای امنیتیِ تجاوزها نادیده گرفته می‌شود. ما مسئول وضعیت کنونی که اجرای تعهدات ما را ناممکن ساخته، نیستیم. متجاوزان باید بابت این وضعیت مورد سرزنش قرار گیرند. 

از دست رفتن «تداوم دانش» آژانس، که در گزارش مدیرکل به آن اشاره شده، پیامد مستقیم جنگ غیرقانونی است و نمی‌توان آن را به ایران نسبت داد. همچنین نمی‌توان چنین شرایطی را در حالی که موانع راستی‌آزمایی پابرجاست، به‌طور ناروا به نگرانی‌های ادعایی اشاعه پیوند زد. 

ایران صرفاً تا آنجا که اوضاع و احوال اجازه دهد، به همکاری با آژانس ادامه خواهد داد. ما نمی‌توانیم ایمنی مردم، تأسیسات یا بازرسان آژانس را قربانی کنیم و نخواهیم کرد. ما شرایط استثنایی وضعیت جنگی را به‌مثابه شرایط عادی پادمانی قلمداد نخواهیم کرد. هیچ کشوری چنین نمی‌کند. 

ما از شورای حکام می خواهیم که موضع ایران را در چارچوب کامل این واقعیات حقوقی و عملی مورد توجه قرار دهد. 

همچنین از دبیرخانه می‌خواهیم که به گزارش‌دهی غیرحرفه‌ای، غیرمنصفانه، نیمه‌فنی و متأثر از القائات سیاسی پایان دهد. متهم کردن ایران به عدم‌همکاری، در حالی که وضعیت کنونی ایجاد شده توسط تجاوزات آمریکا و رژیم  اسرائیل، نادیده گرفته می‌شود مصداق کاملی از گفتن «نیمی از حقیقت» است. و همان‌طور که می‌دانیم، گاهی بیان فقط نیمه‌حقیقت، خود خطرناک‌ترین شکل دروغ است.

 

جناب رئیس، 

اکنون به پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی آمریکا می‌پردازم. این یک ابزار سیاسی است، نه یک سند فنی. این سند وسیله‌ای برای تحریف استانداردهای حقوقی و اعمال فشار سیاسی است. 

از نظر حقوقی، این پیش‌نویس اساساً معیوب است. این سند به دروغ ادعا می‌کند که ایران به تعهدات خود تحت موافقت‌نامه پادمان جامع پایبند نیست. ماده ۱۲ اساسنامه آژانس یک آستانه ماهوی بالا برای احراز عدم‌ پایبندی مقرر می‌دارد که مستلزم وجود شواهد قابل‌اعتماد و قابل‌راستی‌آزمایی از نقض پادمان است. 

این پیش‌نویس بر گزارش مدیرکل تکیه می‌کند، در حالی که همان گزارش هرگز نگفته است که آژانس انحراف مواد هسته‌ای را راستی آزمایی کرده است. الزام به «جبران» نقضی ادعایی که خودِ آژانس قادر به اثبات آن نیست، با معیار اثباتیِ مورد نیاز تحت ماده ۱۲ ناسازگار است. 

این پیش‌نویس در حالی از «استقلال» تمجید می‌کند که هدفش رسیدن به نتایج ازپیش‌تعیین‌شده است. این سند به‌طور گزینشی از برخی عناصر سوابق آژانس استفاده می‌کند، در حالی که یافته‌های مرتبطاز جمله «ارزیابی نهایی» آژانس در سال ۲۰۱۵ درباره کلیه مسائل گذشته و حال و نیز مختومه شدن پرونده توسط شورای حکام در دسامبر ۲۰۱۵را نادیده می‌گیرد. آشکارا، این یک «فراموشی گزینشی» است. 

این پیش‌نویس همچنین طوری وانمود می‌کند که گویا تجاوزات آمریکا و رژیم اسرائیل هرگز رخ نداده است. همین امر به‌تنهایی با اصول بی‌طرفی و انسجام، تناقض ماهوی دارد. 

این متن همچنین به قطعنامه‌های مختومه ‌شده‌ شورای امنیت سازمان ملل اشاره دارد، حال آنکه دو عضو دائم این شورا، احیای چنین قطعنامه‌هایی را به‌طور رسمی، مکرر و صریحا رد کرده‌اند.

ادعاهای مندرج در آن فاقد مبانی حقوقی و واقعیِ محکم است. آنها بر شواهد عینی استوار نیستند. مأموریت آژانس صرفاً فنی است و هرگز نباید برای دستورکارهای ملی مورد استفاده ابزاری قرار گیرد. 

از نظر سیاسی، این قطعنامه خطرناک و کاملاً نقض غرض است. این سند به‌طور کامل همکاری گسترده و مستمر ایران با آژانس را نادیده می‌گیرد. 

ما در طول ۲۵ سال گذشته میزبان میزان بی‌شماری از بازرسی‌ها بوده‌ایم. بی‌سابقه‌ترین بازرسی‌های جهان در ایران انجام شده است. با این وجود، آژانس هرگز نتوانسته گزارشی مبنی بر انحراف حتی «یک گرم» مواد در ایران را ارائه کند. 

پیش‌نویس قطعنامه این واقعیات بدیهی را نادیده می‌گیرد. دلیل آن کاملاً روشن است: پیشنهاددهنده آنیعنی متجاوزدر پی اعمال حداکثر فشار تحت پوشش دروغین دیپلماسی است. این سند به متجاوز پاداش می‌دهد و قربانی را مجازات می‌کند. این پادمان نیست؛ این ریاکاری است. 

این پیش‌نویس ادعا می‌کند که از یک راه‌حل دیپلماتیک حمایت می‌کند. اما این، اجبار در لباس دیپلماسی است. دیپلماسی واقعی مستلزم احترام متقابل است. دیپلماسی از طریق اجبار، فشار و تهدید نتیجه نمیدهد. 

در حالی که یک قطعنامه خصمانه را بر سر ما نگه داشته‌اید، نمی‌توانید از ما بخواهید بطور جدی همکاری کنیم. این رویکرد تهاجمی اعتماد نمی‌آورد بلکه آن را ویران می‌کند. این به دیپلماسی منجر نخواهد شد. 

در مجموع، این پیش‌نویس همکاری را با اجبار جایگزین می‌کند، قربانی را به‌مثابه متجاوز به تصویر می‌کشد، جای دیپلماسی را با تسلیم عوض می‌کند و ارزیابی عینی را با فرضیات سیاسی جایگزین می‌سازد. 

شورای حکام امروز با یک انتخاب حیاتی روبروست: یا تمامیت فنی آژانس را پاس دارد یا اجازه دهد این نهاد به ابزاری صرفاً سیاسی تبدیل شود.

در صورت تصویب این پیش‌نویس توسط شورا، اقدام آن مصداق بارز هم سوءاستفاده از فرآیند بررسی و هم سوءاستفاده از اختیارات این نهاد خواهد بود.

تصویب این قطعنامه ناعادلانه و از نظر حقوقی و واقعی معیوب، نقض غرض است. این قطعنامه نه به عدم‌ اشاعه خدمت می‌کند و نه به پادمان؛ بلکه اعتماد، اطمینان، همکاری و دیپلماسی، و نیز استقلال و اعتبار آژانس را ویران خواهد کرد.

سخن آخر اینکه، هدف نهایی و در عین حال واهی آمریکا، وادار کردن ملت بزرگ ایران به «تسلیم» و غارت نفت آن است.

اما حتی با وجود دو سال جنگ تمام‌عیار توسط خود آمریکا و تمامی متحدان، شرکا و نیروهای نیابتی‌اش، آن هدف محقق نشد و هرگز نیز محقق نخواهد شد. آنها هرگز نخواهند توانست با تحمیل تصویب قطعنامه‌ای از طریق این شورا، آن شکست را جبران کنند.

از این رو، ما از اعضای شورای حکام می‌خواهیم که به واقعیات عینی توجه کرده و علیه این پیش‌نویس معیوب رأی دهند. به این قطعنامه رأی «نه» بدهید تا از مأموریت فنی این آژانس محافظت شود و سیاسی‌کاری در نظام پادمان، عدم‌اشاعه و خودِ آژانس مردود اعلام گردد.

متشکرم، جناب رئیس.

 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما